تبليغاتX
دختر كوهستان


دختر كوهستان

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

نوشته شده در 17 Mar 2012| ساعت 22:46| توسط | |

نشسته ایم با هم

 اسم و شهرت بازی می کنیم

   خودم و دلم را می گویم

      زبان نفهم نمی فهمد

 قواعد بازی را

 تمام خانه ها را با اسم تو پر می کند

نوشته شده در 12 Feb 2012| ساعت 20:42| توسط | |


شاید فرشته باشی و کوچک، بعید نیست
در گریه های چند عروسک، بعید نیست

یک مشت عکس،یک چمدان،کفش های سرد
تا مثل یک مسافر کوچک... بعید نیست

یخچال، میز، پنجره پر درمیاورند
در این اتاق غمزده،لک لک بعید نیست

ترسیده ام ادامه ی این راه گم شوم
کم کم تمام صورتم از لک...، بعید نیست

:خشکیده چشمه های جهان،وقتمان کم است
از هم جدا شویم که تک تک بعید نیست...

با این پرنده های سیاهی که رد شدند
حتی میان شهر ،مترسک بعید نیست

حالا که نیستی پُرَم از حرفهای تلخ
حالا که نیستی چه کنم؟ شک بعید نیست

چشمان من فقط به سپیدی رسیده اند
عادت نکرده اند به عینک، بعید نیست...
*
وقتی که می رسی لب ایوان ،کنار میز
در دستهات شاخه ی میخک بعید نیست

 

نوشته شده در 2 Feb 2012| ساعت 22:24| توسط | |

 

چندیست که عشق تحقیر شده است

و هی با کلمات نامربوط تعبیر شده است

 گناه ،  هوس ،  بازیچه

چون قفل به گردنش زنجیر شده اس

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

وقتی که نیستی ،

 پرنده ی خیالم به سرش میزند که خود را حلق آویز کند

 از دار دلتنگی ات !

 به دادش نمیرسی ؟


 

نوشته شده در 22 Jan 2012| ساعت 22:36| توسط | |

1.یه شوهرم نداریم شب که دیر میاد خونه ببینه رو کاناپه خوابمون برده دلش بسوزه دیگه دیر نیاد!
 
2.یه شوهرم نداریم وقتی بهش میگیم من رو بیشتر دوس داری یا مامانتو ، بگه توام چه سوالایی می پرسی ، هر دوتون رو دوس دارم دیگه ! خوشحال شیم از اینکه ما رو خیــــــــــــــلی دوس داره " قدِ مامانش "
 
3.یه شوهرم نداریم عاشق قرمه سبزی باشه ، ما هم که بلد نیستیم درست کنیم ! بگیم بین من و قرمه سبزی یکی رو انتحاب کن !!
 
4.یه شوهرم نداریم , نداریم که نداریم به درک اسفل یه لامبورگینی هم نداریم غروب جمعه ای بریم بگردیم دلمون نگیره !
 
5.یه شوهرم نداریم گانگستر باشه، هیچ کس جرات نکنه بهمون بگه بالا چشمت ابروئه !
 
6.یه شوهرم نداریم صبح جمعه ای بهمون بگه خانومم شما بگی "ف" ناهار فرحزادیم !
 
7.یه شوهرم نداریم وقتی میپرسه دوسم داری یا نه ؟ بهش بگیم خره من دوست دارم چرا نمیفهمی
 
8.یه شوهرم نداریم، دوتایی قربون صدقه بچه نداشتمون بریم !
 
9.یه شوهرم نداریم از جبروت مردونش استفاده کنیم زنگ بزنه پشتیبانی بگه این سرعت اینترنت چه مرگشه پس!خانومم کارای اینترنتیش عقب مونده!
 
10.یه شوهرم نداریم خوش قیافه باشه، برای استحکام بیشتر پایه های زندگیمون همیشه موهای پر کلاغیش از ته بزنیم که هیچ زنی جز خودمون نتونه بهش نگاه کنه !
 
11.یه شووورم نداریم غروب که میشه بعد از دو شیفت کار کردن ، با دست پر بیاد خونه در رو با پاش باز کنه ، بریم کیسه ها رو از دستش بگیریم بگیم خسته نباشی آقا .
 
12.یه شوهرم نداریم شب بگیم ببرمون بیرون اونوقت بگه نه , ما هم از لجمون تایر ماشینشو پنچر کنیم صبح که میخواد بره سر کار ببینه کلافه شه , ما هم موزیانه بخندیم بگیم آخی الهی اشکال نداره عزیزم ولی خب باز خوبه دیشب نخواسیم بریم بیرون وگرنه میخورد تو ذوقمون !
 
13.یه شوهرم نداریم وقتی میریم کنار دریا ما رو ترک جت اسکی بنشونه!
 
14.یه شوهرم نداریم صبح به صبح نون تازه برامون بخره !
 
15.یه شوهرم نداریم تا غم و ناراحتی توی چهره مون ببینه بگه مگه من مردم که تو ناراحتی ؟
 
16.یه شوهرم نداریم انقد عاشقمون باشه واسه غافلگیر کردنمون با یه زرافه ی طفل بیاد خونه !
 
17.یه شوهرم نداریم یکمی بهش غر بزنیم دلمون باز شه!
 
18.یه شوهرم نداریم بهمون بگه از خواب که بیدار میشی ، اول تو چشای من نیگا کن بعد به اون مانیتور ِ لامصّب !!
 
19.یه شوهرم نداریم واسش ناز کنیم بگیم قبل از خواستگاریت تو حافظ یه تفال زدم فلان چیز اومد !
نوشته شده در 22 Jan 2012| ساعت 22:18| توسط | |

در این واپسین لحظه های غریب، دلم از هوای تو دم می زند

برای دمی با تو بودن دلم، به اجبار حرف از غزل می زند

 

در این لحظه هایی که در هر نفس، سرود خداحافظی خوانده ای

دل من برای وصال تو باز، نت عشق را یک نفس می زند



پس از آن همه آشنایی کنون، نگاهم به پیش تو بیگانه است

وگرنه چرا این نگاهت هنوز،در عشق رارنگ شب می زند؟



میان هجوم ورق های من، مرور خط شعر تو خوش تر است

"ولی دردلم حس پیچیده ایست،که انگارچشمت کلک می زند"


 

من از قافیه، وزن، آهنگ، شعر، به جز عشق چیزی نفهمیده ام

که در متن اشعار بی وزن من، غروب نگاهت قدم می زند



تو را ای غریبه و ای آشنا، دوباره سه باره ورق می زنم

که زنجیر این فاصله بین ما، درون دلم زنگ غم می زند

نوشته شده در 19 Oct 2011| ساعت 19:19| توسط | |

یه دوست پسر هم نداریم وقتی مسته احساس مستی و راستی بهش دست بده بیاد پته ی خودشو بریزه رو آب

یه دوست پسر هم نداریم بهش بفهمونیم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هی نگه من اینجا خاطره داشتم من با این آهنگ شبهایی داشتم. ما خانم ها حسودیم بفهمید!
یه دوست پسر هم نداریم کوچه علی چپ رو نشناسه
یه دوست پسر هم نداریم بشینیم عکس های بچگیشو ببینیم و به درگاه خدا دعا کنیم لااقل بچه ش این شکلی نشه
یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم بیا خواستگاری بعد بهش جواب رد بدیم بخندیم
یه دوست پسر هم نداریم بگه چه خبر عزیزم بگیم داری بابا می شی
یه دوست پسر هم نداریم همیشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعی که بهش می گیم دیگه به من زنگ نزن
یه دوست پسر هم نداریم شارژ ایرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزن

یه دوست پسر هم نداریم هر روز بهش بگیم ای کاش رشد عقلتم مثل رشد سیبیلت بود
یه دوست پسر هم نداریم ماشینشو یه روز قرض بگیریم تا مجبور شه نصف پول ماشین رو اون روز فقط پول تلفن بده ! سالمید؟
یه دوست پسر هم نداریم رو پل هوایی بیـــــــــــــــــــــــب
یه دوست پسر هم نداریم مخ داشته باشه مخشو بزنیم
یه دوست پسر هم نداریم آکات بزنیم به خودمون بگه وای عزیزم بوی شَنِل میدی
یه دوست پسر هم نداریم از سربازی معاف باشه هر روز بهش بگیم سربازی واسه تو لازم بود خیلی لوس بار اومدی
 یه دوست پسر هم نداریم صبح جمعه از خوابش بزنه پاشیم باهم بریم کوهی دشتی دمنی

یه دوست پسر هم نداریم قاصدک ببینیم بپریم روش بگیم وای ازش خبر آورده
یه دوست پسر هم نداریم تو شهر غربت بیاد سوار ماشینمون کنه یه چیپس هم بده زیر بغلمون بگه بخور تو راه سرگرم شی
یه دوست پسر هم نداریم با وضع فجیع بریم بیرون همه بگن تو چرا این شکلی شدی بگیم اونی که باید بپسنده پسندیده
یه دوست پسر هم نداریم اِی خدا می بینی؟هعییییی
یه دوست پسر هم نداریم مجبورش کنیم اسم مارو رو بازوش خالکوبی کنه

یه دوست پسر هم نداریم وقتی داریم حرف میزنیم یهو تلفن رو قطع کنه بپرسیم چرا بگه آخه پول تلفن زیاد میاد
یه دوست پسر هم نداریم چه برسه به چند تا
یه دوست پسر هم نداریم لااقل قدرمون رو بدونه
یه دوست پسر هم نداریم ما رو بخاطر خودمون بخواد نه پول بابامون
یه دوست پسر هم نداریم بهمون پیشنهاد بیشرمانه بده حتی ماهم کلی کولی بازی در بیاریم
یه دوست پسر هم نداریم مهر و محبتش تمومی نداشته باشه
یه دوست پسر هم نداریم وقتی ازش دوریم بپرسیم چه خبر؟ بگه ملالی نیست جز دوریه تو

یه دوست پسر هم نداریم همیشه بگه اس ام اس؟ کدوم اس ام اس؟ نه نرسیده! ما که ندیدیم
یه دوست پسر هم نداریم هی غر بزنه به جونمون تو دیگه مثل قبل دوستم نداری
یه دوست پسر هم نداریم هر وقت میره مسافرت شارژر گوشیشو جا بزاره تا برگرده گوشیش خاموش باشه هر غلطی خواست بکنه
یه دوست پسر هم نداریم هی هر روز ازش بپرسیم آخر دوستیمون چی میشه؟
یه دوست پسر هم نداریم دهانش را ببوییم مبادا گفته باشد دوستت دارم
یه دوست پسر هم نداریم بگه به سلامتی دوست دخترم

یه دوست پسر هم نداریم بهش تک زنگ بزنیم اس ام اس بده هرکی کار داره خودشم زنگ میزنه
یه دوست‌پسر هم نداریم کارگر معدن باشه، بعد دو ماه که از اون تو درش میارن جلوی دوربینای شبکه‌های تلویزیونی ما رو در آغوش بکشه!
یه دوست پسر هم نداریم وقتی آب قطع شده از خونشون برامون دبه دبه آب بیاره
یه دوست پسر هم نداریم بریم براش از کلکسیون کلاسیک پاییز هاکوپیان کت شلوار بخریم
یه دوست پسر هم نداریم وقتی میگیم داره واسم خواستگار میاد ناراحت بشه نگه چه خوب!
یه دوست پسر هم نداریم درک صحیحی از زمان داشته باشه.میگه ۵ دقیقه دیگه زنگ می زنم هفته ی بعد زنگ نزنه.

یه دوست پسر هم نداریم به شلوار فاق کوتاهش گیر بدیم هی بگیم شلوارتو بکش بالا پشتت اومده بیرون
یه دوست پسر هم نداریم وقتی صداش می کنیم نگه هان بگه بله
یه دوست پسر هم نداریم بلد باشه کباب بزنه به سیخ آبرومونو نبره
یه دوست پسر هم نداریم رو پیغام گیر برامون پیغام بزاره
یه دوست پسر هم نداریم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بیایم بیرون
یه دوست پسر هم نداریم هی انگشتمونو بزنیم به پهلوش دو متر بپره بخندیم بهش

یه دوست پسر هم نداریم با سوت برامون آهنگ بزنه آهنگ Love Story
یه دوست پسر هم نداریم که دیگه هی نگیم من به عشق اعتقادی ندارم
یه دوست پسر هم نداریم تند تند واسه ماشینش عروسک بگیریم اونم هی بگه آخه عزیزم اینجا اتاق بچه نیست که ماشینه
یه دوست پسر هم نداریم هی بهش بگیم من ۶ تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکلیف منو روشن کن
یه دوست پسر هم نداریم یکی چپ نیگامون کنه اونم قفل فرمون رو برداره پیاده شه
یه دوست پسر هم نداریم هی بهمون بگه آدم وقتی عصبانی میشه هرچی به دهنش اومد نمیگه عزیزم
یه دوست پسر هم نداریم عینکی باشه براش بخونیم عینکی با نمکی
یه دوست پسر هم نداریم بگیم بیا گوشی HTC ت رو با 1100 من عوض کن عزیزم

یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم عزیزم وقتی زنگ میزنی تا سه روز منتظر نباش میس کالتو ببینم زنگ بزنم یه بار دیگه هم زنگ بزن بلکه مردم آخه!
یه دوست پسر هم نداریم خوش سلیقه باشه ما رو انتخاب کنه
یه دوست پسر هم نداریم ساعت ۱۲ ظهر با جنگ و دعوا و تهدید از خواب بیدارمون کنه
یه دوست پسر هم نداریم دستمونو بکشیم رو صورتش بگیم چه طوری جوجه تیغی
یه دوست پسر هم نداریم هی واسش از جذابیت آقایون کچل بگیم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شه
یه دوست پسر هم نداریم دلش نخواد بره جایی بعد زنگ بزنه بپرسه به نظرت برم ما هم بگیم نه بگه باشه فقــــــــــطه فقط به خاطر تو نمیرم

یه دوست پسر هم نداریم تهدیدمون کنه یا من یا اینترنت
یه دوست پسر هم نداریم شبا خواب ببینیم با اسب سفید اومده دنبالمون
یه دوست پسر هم نداریم یه هفته قبل تولدمون غیب بشه گوشیش خاموش بشه یه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزیزم تصادف کرده بودم
یه دوست پسر هم نداریم وقتی با یه دختر حرف میزنه هی وشگونش بگیریم که یعنی بسه جمع کن خودتو
یه دوست پسر هم نداریم برامون آهنگ بسازه بعد بخونه [میم]قلب من برای تو میزنه[میم] قهر نکن که قلب من میشکنه[میم] نام تو درد و بلای منه [میم] بی تو دل بلای جون منه. یه چیزی تو این مایه ها


یه دوست پسر هم نداریم خودش به اینترنت اعتیاد داشته باشه اینقدر ما رو تحقیر نکنه هی بهمون نگه معتاد

یه دوست پسر هم نداریم دو تا ماشین داشته باشه یه زوج یه فرد.هر روز بریم بیرون نه یه روز درمیان
یه دوست پسر هم نداریم پای رقیب که میاد وسط به جای اینکه بگه انتخاب با خودته یه ذره مبارزه کنه خب!
یه دوست پسر هم نداریم برادرزاده ی ۷ سالمون نیاد بگه عمه فکر کنم هیشکی تورو دوست نداره
یه دوست پسر هم نداریم از اینترنت بدش بیاد اوقات فراقتش رو با ما بگذرونه نه با کامپیوترش
یه دوست پسر هم نداریم درک کاملی از این موضوع داشته باشه که قرار نیست همه زن ها عین مامان جونش نازشو بکشن
یه دوست پسر هم نداریم باهم تخمه بخوریم هی پوستاشو تف کنیم رو سرو صورت هم
یه دوست پسر هم نداریم هی گازش بگیریم جای دندونامون یادگاری بمونه

یه دوست پسر هم نداریم هر شب فقط خواب و خستگی شو واسمون بیاره
یه دوست پسر هم نداریم بوتیک داشته باشه هی بریم از مغازش جنس برداریم به عنوان هدیه
یه دوست پسر هم نداریم 60 تومن پول کنسرت بده بریم بشینیم سیروان خسروی نگاه کنیم! والا با اون موهاش
یه دوست پسر هم نداریم تو خیابون گربه ببینیم بپریم بغلش بگیم وای ببخشید از ترس بود
یه دوست پسر هم نداریم از ترس ترور شخصیتی بخاطر سیبیل هامون هر دو روز یه بار بریم آرایشگاه
یه دوست پسر هم نداریم هی سفر کاری با دوستاش بره شمال
یه دوست پسر هم نداریم بدونه اس ام اس رو فقط نمی خونن بلکه جواب هم میدن

یه دوست پسر هم نداریم شب ها آرزوی وصال کنه روزها آرزوی فراق
یه دوست پسر هم نداریم عاشقمون باشه بره خواستگارمونو بکشه
یه دوست پسر هم نداریم یه کم طبع شاعری داشته باشه در وصفمون شعر بگه
یه  دوست پسر هم نداریم هرجا موفقیت بدست آورد منت بذاریم بگیم بخاطر این بود که زنی مثل من پشتت بوده
یه دوست پسر هم نداریم ترافیک رو واسمون قابل تحمل کنه
یه دوست پسر هم نداریم قلقلکی باشه وقتی در حد مرگ قلقلکمون میده لااقل ما هم مقابله به مثل کنیم
یه دوست پسر هم نداریم سرما بخوره هی قربون صدقه صدای گرفتش بریم
یه دوست پسر هم نداریم گوشه ی شالمون رو بدیم عینک آفتابیش رو تمیز کنه

نوشته شده در 9 Oct 2011| ساعت 9:49| توسط | |

  دختران سرزمین من

         روزتان مبارک

      

نوشته شده در 29 Sep 2011| ساعت 16:0| توسط | |

از وقتی عاشقت شدم حسه خدا راحتره

آسمون آبی تر شده روزام کسل نمی گذره

 

میشه هنوز نفس کشید حتی تو این هوای بد

میشه به غم محل نذاشت از ته دل قه قه زد

 

از وقتی عاشقت شدم احساسه خوبی با منه

دنیا همون آهنگی که میخوامو داره میزنه

 

چیزی رو دارم می بینم که قبل از این نمیدیدم

اغراقه گفتنش ولی با تو خدارو فهمیدم

 

از وقتی عاشقت شدم شادی به خونم اومده

برق نگاه چشم تو ریشه غصه رو زده

 

پنجره جون گرفته وو بوی امید میده اتاق

خدارو شکر که بینه ما شروع شده این اتفاق

نوشته شده در 24 Sep 2011| ساعت 19:16| توسط | |

دلم هواى بقیع دارد و غم صادق

عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم

زنم به سینه که آمد محرم صادق

 

سلام من به بقیع و به تربت صادق

نوشته شده در 23 Sep 2011| ساعت 22:52| توسط | |

                            اون  نخواست  پيشم باشي!

 

              حالا كجاست  صبرم بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در 22 Sep 2011| ساعت 17:17| توسط | |

از آسمان بدم می آید

از وقتی پدرم را برد

و دیگر پس نداد

وقتی در کوچه های کودکی ام زمین می خوردم

یا از همبازی هایم کتک

و گریه تا خانه بدرقه ام می کرد

تا احساس بی کسی نکنم

چگونه به این عکس روی میز

که پیرم می کند

و پیر نمی شود

                       بگویم : پدر

 

یک نفر به آسمان بفهماند

من پدرم را می خواهم

باران

مشکلی از من حل نمی کند

نوشته شده در 14 Sep 2011| ساعت 22:49| توسط | |

شما با کمترین هزینه صاحب دوست دختر و دوست پسر می شوید.

فواید این طرح:

۱- هیچ کس نمی تواند جلوی شما را بگیرد!

۲- هیچ کس اصلا نمی تواند شما را ببیند!

۳- با دوست پسر و دوست دخترتان به هر نقطه از ایران وجهان که دوست دارید، می توانید سفر کنید.

۴- وسیله ایاب و ذهاب هم منحصر به فرد می باشد!

۵- دست برادر و پدر و مادر هم به شما نمی رسد و شما می توانید در عین حال آنها را دیده و به آنها پوزخند هم بزنید!

۶- هزینه موبایل و پیامک شما به صفر می رسد!!!

۷- از گشت ارشاد هم خبری نیست!

و مزایای دیگر…

مراحل اجرای طرح:

بسیار ساده است؛

یک عدد پاره آجر یا آهن پاره را برداشته و به نقطه مشخصی در کله خودتان بکوبید درحدی که کاملا نمرده و به حالت ” کما ” بروید. شما در این حالت راحت و آسوده با دوست دختر و دوست پسر خود ارتباط برقرار خواهید کرد، با شرایطی که بالا عرض کردم. به همین سادگی!

ما برای عملی بودن طرح خود توصیه می کنیم از سریال “۵ کیلومتر تا بهشت” شبکه ۳ دیدن فرمایید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نوشته شده در 31 Aug 2011| ساعت 13:12| توسط | |

 

عيد سعيد فطر برتمامي مسلمانان عزيز مبارك

نوشته شده در 31 Aug 2011| ساعت 11:38| توسط | |

سلام

عشق زبان ما را نمیفهمد

 ما طور دیگر عاشق همیم

 مثلا"  صبح

           دور میز صبحانه

  یا توی بزرگراه شهید همت

 مثلا" بعد از ظهر

  دست در دست هم

  توی ایستگاه مترو

 

       ما طور دیگر عاشق همیم.

نوشته شده در 3 May 2011| ساعت 17:43| توسط | |

 به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
 و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
 دفتر قلب مرا وا كن و نامی بنویس ...
 سند عشق ، به امضا شدنش می ارزد
گرچه ! من ، تجربه‌ای از نرسیدن‌ هایم
! كوشش رود ، به دریا شدنش می ارزد
 كیستم ؟ …
باز همان آتش سردی كه هنوز حتم دارد ...
كه به احیا شدنش می ارزد
 با دو دست تو ، فرو ریختنِ ٍ
دم به دمم به همان لحظه‌ی بر پا شدنش می ارزد ...
 دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد
 نگهش دار ! به موسی شدنش می ارزد
 سال‌ها ، گرچه كه در پیله بمانَد غزلم
 صبر این كرم ، به زیبا شدنش می ارزد
نوشته شده در 24 Apr 2011| ساعت 15:55| توسط | |

من یک عشق خیالی دارم که در غم دردی واقعی دارد حرام می شود

من زندگی رویایی دارم که دارد در جهنمی سوزان نابود می شود

من یک ناجی مهربان دارم که دارد ظالمانه مرا زنده به گور می کند

من خدایی دارم بزرگ که کوچکتر از آن است که تنها آرزوی مرا برآورده سازد

من دردی دارم تلخ که شیرین تر از آن است که نتوان تحملش کرد

من تنهایی دارم ژرف که جا برای هیچ کس جز من ندارد

من روحی دارم لطیف که از نا جوانمردی ها خود را تکه تکه کرده است

من جسمی دارم پاک که بوی کثافت و لجن می دهد

من قلبی دارم آرام که در تلاطم ناگواری ها غرق شده است

من اندیشه ای دارم آزاد که سالهاست مصلوب به کلام است

من چشمی دارم بینا که می گویند از عشق تو گریسته است و کور شده است

من معشوق عزیزی دارم که هر روز مرا با مهربانی سلاخی می کند

و می گوید:عزیز دلم اینها همه به خاطر توست

و من یک عمر است عاشق یک سلاخ مهربان هستم
نوشته شده در 24 Apr 2011| ساعت 15:53| توسط | |

روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد . روزنامه نگارخلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت ان را برگرداند و اعلان ديگري روي ان نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که ان تابلو را نوشته بگويد ،که بر روي ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چيز خاص و مهمي نبود،من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده ميشد:
 امروز بهار است، ولي من نميتوانم آنرا ببينم  !!!!! 
   
نوشته شده در 24 Apr 2011| ساعت 15:51| توسط | |

غمگینم به اندازه پیرزنی که آخرین سرباز برگشته ازجنگ پسرش نیست!
نوشته شده در 21 Apr 2011| ساعت 15:41| توسط | |

پدرم خواست که فرزند مطیعی بشوم

شعرپیداشدومن آنچه نباید شده ام

عشق برخواست که شاعرترازآنم بکند

که همان لحظه دیدارتو شاید شده ام

نوشته شده در 21 Apr 2011| ساعت 15:22| توسط | |

این شما هستید که انتخاب میکنیدچه چیزی را ببینید وبه چه چیزی بیندیشید

قلم ورنگ در اختیارشماست,بهشت را نقاشی کنید وبعد وارد آن شوید

نوشته شده در 21 Apr 2011| ساعت 15:17| توسط | |

زیبایی توخواب مرا ریخت به هم

آرامش مرداب مرا ریخت به هم

زیباترازآنی که تحمل بکنم

زیباییت اعصاب مرا ریخت به هم

نوشته شده در 19 Apr 2011| ساعت 20:45| توسط | |

توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده و بعضي چيز ها مهم هستند: بزرگ مثل عشق کوچک مثل غم ساده مثل من مهم مثل تو
نوشته شده در 16 Apr 2011| ساعت 21:18| توسط | |

الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟
نوشته شده در 16 Apr 2011| ساعت 21:14| توسط | |

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند خب طبيعي است که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد

نوشته شده در 16 Apr 2011| ساعت 21:10| توسط | |

نوشته شده در 14 Apr 2011| ساعت 19:46| توسط | |

هر وقت خواستم شعری بنویسم

تو پیدا شدی

با همان عینک دودی و کلاه سفید

در چهارچوب آفتاب

 

محو تماشای تو شدم

و شعر از یادم رفت

مثل همین حالا ...

مثل همین حالا که شعر می نوشتم

و تو حواسم را پرت کردی .

 

نوشته شده در 14 Apr 2011| ساعت 19:42| توسط | |

 

حقیقت دارد

تو را دوست دارم

در این باران

می خواستم تو

در انتهای خیابان نشسته باشی

من عبور کنم

سلام کنی

لبخند تو را در باران می خواستم

می خواهم

تمام لغاتی را که می دانم برای تو

به دریا بریزم

دوباره متولد شوم

دنیا را ببینم

رنگ کاج را ندانم

نامم را فراموش کنم

دوباره در آینه نگاه کنم

ندانم پیراهن دارم

کلمات دیروز را

امروز نگویم

خانه را برای تو آماده کنم

برای تو چمدان بخرم

تو معنی سفر را از من بپرسی

لغات تازه را از دریا صید کنم

لغات را شستشو دهم

آنقدر بمیرم

تا زنده شوم .

نوشته شده در 14 Apr 2011| ساعت 19:37| توسط | |

 

 

به درختان جنگل بگو

مبادا

     به رهگذران

            دل بسپارند

 

درختان را

        سایه سارشان

                     کفایت می کند

و رهگذران را

             دل هیچ جنگلی

                         کفاف نمی دهد .

نوشته شده در 14 Apr 2011| ساعت 19:34| توسط | |

انگار چروک های پیشانی ام
ترک های اسفالت خیابان را برایت تداعی می کند
راحت روی اعصابم راه برو
راحت راحت

نوشته شده در 11 Apr 2011| ساعت 12:13| توسط | |















قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت